The  Sea  In  Me
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386

http://i28.tinypic.com/25sneh2.jpg

 

I wanna be bigger, stronger
Drive a faster car
To take me anywhere in seconds
To take me anywhere I wanna go
And drive around a faster car

I will settle for nothing less
I will settle for nothing less

I wanna be bigger, stronger
Drive a faster car
At the touch of a button
I can go anywhere I wanna go
And drive around my faster car

I will settle for nothing less
I will settle for nothing less

I think I wanna change my attitude
I think I wanna change my attitude
I think I wanna change my ah, my atmosphere
I wanna be strong

I wanna be bigger, stronger
Drive a faster car
To take me anywhere in seconds
To take me anywhere I wanna go
And drive around my faster car

I will settle for nothing less
I will settle for nothing less

I think I need to change my attitude
I think I wanna change my attitude
I think I wanna change my ah, my atmosphere
I wanna be strong

Bigger and better
Bigger and better
Bigger and better
Bigger and better

Bigger, stronger
Drive a faster car
At the touch of a button
I can go anywhere I wanna go

 

http://i31.tinypic.com/9arbt5.jpg

 

She had something to confess to
But you don’t have the time so
Look the other way
You will wait until it’s over
To reveal what you’d never shown her
Too little much too late
Too long trying to resist it
You’ve just gone and missed it
It’s escaped your world

Can you see that I am needing
Begging for so much more
Than you could ever give
And I don’t want you to adore me
Don’t want you to ignore me
When it pleases you
And I’ll do it on my own

I have played in every toilet
But you still want to spoil it
To prove I’ve made a big mistake
Too long trying to resist it
You’ve just gone and missed it
It’s escaped your world

Can you see that I am needing
Begging for so much more
Than you could ever give
And I don’t want you to adore me
Don’t want you to ignore me
When it pleases you
And I’ll do it on my own
I’ll do it on my own


پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386

http://i17.tinypic.com/8aofwr6.jpg

For those who've slept
For those who've kept
Themselves jacked up
How Jesus wept
Sunday
Sunday

For those in need
For those who speed
For those who try to slow their minds with weed
Sunday
Sunday

For those who wake
With a blind headache
Who must be still
Who will sit and wait
For sunday, to be monday

Yeah, it will be ok
Do nothing today
Give yourself a break
Let your imagination run away

For those with guilt
For those who wilt
Under pressure
No tears over spilt milk
Sunday
Sunday

Sunday
Sunday

Sunday
Sunday

Yeah, it will be ok
Do nothing today
Give yourself a break
Let your imagination runaway

Yeah, it will be ok
Do nothing today
Give yourself a break
Let your imagination runaway

 

http://i14.tinypic.com/7yqq0hx.jpg


Karma police, arrest this man
He talks in maths
He buzzes like a fridge
He's like a detuned radio

Karma police, arrest this girl
Her Hitler hairdo is
Making me feel ill
And we have crashed her party

This is what you get
This is what you get
This is what you get when you mess with us

Karma Police
I've given all I can
It's not enough
I've given all I can
But we're still on the payroll

This is what you get
This is what you get
This is what you get when you mess with us

And for a minute there, I lost myself, I lost myself
Phew, for a minute there, I lost myself, I lost myself

For for a minute there, I lost myself, I lost myself
Phew, for a minute there, I lost myself, I lost myself
 
 
 
 
http://i6.tinypic.com/8bjjrib.jpg
 
Transport, motorways and tramlines,
starting and then stopping,
taking off and landing,
the emptiest of feelings,
disappointed people, clinging on to bottles,
and when it comes it's so, so, disappointing.

Let down and hanging around,
crushed like a bug in the ground.
Let down and hanging around.

Shell smashed, juices flowing
wings twitch, legs are going,
don't get sentimental,
it always ends up drivel.
One day, I am gonna grow wings,
a chemical reaction,
hysterical and useless
hysterical and

let down and hanging around,
crushed like a bug in the ground.
Let down and hanging around.

Let down,
Let down,
Let down.

You know, you know where you are with,
you know where you are with,
floor collapsing, falling, bouncing back
and one day, I am gonna grow wings,
a chemical reaction, [You know where you are,]
hysterical and useless [you know where you are,]
hysterical and [you know where you are,]

let down and hanging around,
crushed like a bug in the ground.
Let down and hanging around.
 

یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386

http://i23.tinypic.com/23staau.jpg

I might be wrong
I might be wrong
I could've sworn I saw a light coming on

I used to think
I used to think
There was no future left at all
I used to think

Open up, begin again
Let's go down the waterfall
Think about the good times and never look back
Never look back

What would I do?
What would I do?
If I did not have you

Open up and let me in
Let's go down the waterfall
Have ourselves a good time, it's nothing at all
It's nothing at all
Nothing at all

Never look back
Never look back 

http://i23.tinypic.com/125tci8.jpg
 
Lifesaver
Your timing's really strange
Catch me later
But can you please be late

And it's funny how your thoughts think they're right at all
And it's funny how your cause makes no sense at all

Lifesaver
Let's play a little game
Catch me later
But make sure you'll be there late

And it's funny how it seems you're doing things
And its funny how you find your peace of mind

Lifesaver
I'm cancelling our date
Lifesaver
It's time you had a break

Lifesaver
I'm cancelling our date
Lifesaver
My saver

...

زندگی من شده یه سری کیورد
همه چیو میجوی هضم میکنی بالا میاری
نیگاش میکنی چشماتو میبندی و دوباره میخوری و هضم میکنی

یه سری کیورد
که هی بالا میاریشون و هی قایمشون میکنی
که هی میسپریشون دست ایمجینری فرندات تو اتاقایی که هیچ آدرسی ندارن و فقط یه سری شماره ان
که شماره ها رو گم میکنی
کیووردا گم میشن
اتاقا محو میشن

حس زنده به گور شدن حس بزرگیه.
با چشمای باز
با نگاه سرد

زندگی
یه سری عدد
یه سری اتاق
یه سری کیورد
و ما که جرات زنده به گور شدن رو هم حتی نداریم

...

شبه
خیلی شبه
طوفانه هوا
باید بریم اقیانوس
دریای سیاه، ساحل تاریک، موجای بلند
باید بریم اقیانوس
باید بریم اقیانوس
تا دیر نشده

...

سنگین. مثل آب.
تنها عاشق فرشته‌های سیاه
تناقض میزایدت
غریب‌تر؛
خیال فرشته پلید است
پلیدی فرشته می‌زاید
تاریک‌تر
و ناگزیرتر

ناگزیر از راه
ناگزیر از جنگ

جادوی راه؛
صبح در میدان جنگ پاره میشود
جادوی جنگ؛
جنگ جادوی آغاز راه بود
جادوی پایان راه؛
چون پادشاهی شکست خورده

مرگ نزدیک تر از دیروز است.
باور کن
دیوارهای بلند جادو نمیکنند
نگاه عقرب دروغ بود
مرگ همه چیز است
چشمانت را ببند
جادو فقط فریب است
فقط فریب

چون پادشاهی شکست خورده ...

...

به صفحه‌ی خالی دسکتاپم نگاه میکنم و فکر میکنم. دختری که در میان شاخ و برگ‌های تاریک و قهوه‌ای عکس ، دستانش را ضرب‌دری روی هم انداخته و نگاه سرد و تیزش را به من دوخته. انگشتانش درازند و دستش نرمی زنانه دارد. شاخه‌ای را نگه داشته و هر چه درون نگاهش را میکاوم نمی‌بینم تا کجا فکر میکند. شاید به اسبی که ساعتی پیش عاشقش شد، شاید به درختی که ساعتی بعد در آغوشش کشید. نگاهش آرام ترین و وحشی ترین نگاهی است که این همه سال به من دوخته شده. چند سالی‌ست که همین تصویر روی دسکتاپم حک شده و منی که از هر تصویری بعد مدت کوتاهی فراری میشوم هنوز عوضش نکرده‌ام. نگاهش گاهی میترسانتم .. گاهی که نه، همیشه ای که گستاخ میشوم و به درونش میخزم. برای من جمع تمام اضدادی ست که من را تعریف میکند. تاریک است و روشن. امن است و یاغی. مهربان و بی‌رحم. سرد است و گرم. همه‌ در یک نگاه. دختری‌ست از دیروز ، از دیروزها. دیروز‌های دور. آن روزهای سنگین. آن روزهای پررنگ. آن روزهای دیروز.

دیروز؟

نامه‌ی دیگری مینویسم. میپرسم گیاهم هنوز سبز است؟ تا کجا قد کشیده‌ست؟ میپرسم گردنبند قرمزی برایت خریده ام که به رنگ سیاه میاید، لباس سیاه داری که؟ میپرسم ماسه‌ی سفید دوست داری یا ماسه‌ی خاکی رنگ؟

دیروز؟

دختر امروز، همان دختر دیروز است، که میان هزاران سایه‌ی خودش را پنهان کرده. من ولی به نگاهش میشناسمش. من او را برای همیشه حک کرده ام. نبض زمان در دنیای من در دست من است. من او را هر بار از نو می‌آفرینم. گفته بودم نه؟ نگاه آدم پیر نمیشود. سنگین میشود و عمیق .. ولی پیر نمیشود.
نگاهش میکنم. میترسم. دوباره عاشق میشوم.
چشمانم را میبندم و به صدای موج دریا در شب فکر میکنم. میترسم، دوباره عاشق میشوم.

امروز.
...
 
ورق میزنم
ورق میزنم
قصه‌های هر روز
روز نوشته‌های هر کس
دختری دیروز قلب زردش را در نمایشگاهی دید که به الکل نشسته بود
قلبی که خراب بود.
و زرد بود
و ساکت بود
و قلب دختر بود.
و دختر هیچ وقت نتوانست به هیچ کس توضیح دهد چه دیده بود و چه حس کرده بود.
ورق میزنم
کودکی دیروز مرد
مردی دیروز عاشق شد
مادری دیروز نومید شد
و من دنیایی آفریدم
بی بعد زمان ، و بی بعد مکان
و برای قلعه ام اتاق‌های جدید آفریدم
و دیوارهایم را بالاتر بردم
با دختری جدید خوابیدم
و نقاشی مرد سرخپوستی را خریدم که زنی را کشیده بود که نیمی از صورتش تاریک بود
و دستش چنگی بود که به جای صدا ، رنگ مینواخت
و از سیاره ام پایین آمدم
ورق میزنم
به اقیانوس که میرسم
شنا میکنم
به جزیره میرسم
جزیره آخرین برگم بود
اقیانوس عمیق است
و تاریک
و سرد
کوسه ها خوراک ماهی های کوچک میشوند
و ماهی ها خوراک کوسه های بزرگ
و من به درختی می‌اندیشم که در عمق آبها میروید
و مرد سرخپوستی که در میان دریا روی تکه چوبی زندگی میکرد
و به قلب دختری که روی تاقچه‌ی سنگی به الکل نشسته بود
و نگاه دختری که سالها کوچک شده بود و میخندید
و صدایی که میگوید شب بخیر

ورق میزنم
میترسم
میمیرم
و میترسم
و میمیرم

پنجشنبه 11 مرداد ماه سال 1386

You don't pay a ho to fuck you, you pay her to leave ...

...

خواب دیدم اونقده غذای مایکروویوی خوردم که یه روز از طرف انجمن حمایت از مایکروویو ها اومدن در خونمون رو زدن و گفتن ما میخوایم شما رو ببریم ازتون تقدیر کنیم و عکستون رو بزنیم رو غذاهامون. هر چی هم من گفتم من کار دارم باید برم الان و اینا قبول نکردن دست و پامو بستن بعد بهم یه اسپریی زدن که من شروع کردم کوچولو شدن. اونقده کوچیک شدم که قدم شد اندازه ی یه ظرف مایکروویو. بعد من و بردن گذاشتن تو یه یخچالی که کلی سرد بود. یه روز اومدن از تو یخچال برم داشتن بردن بسته بندیم کردن منم شدم یه غذای مایکروویوی. بعدم فرستادنم واسه فروش. اینجا بود که از خواب پاشدم منگ و گیج که این دیگه چه خوابی بود دیدم. رفتم یه دونه موز خوردم اومدم دوباره خوابیدم، ادامه ی همون خواب قبلیه رو خواب دیدم. فقط با این فرق که مونا اومده بود تو خوابم و منو که تو یه ظرف بسته بندی شده بودم خریدو برد گذاشت تو یخچالشون. منم هرچی سعی میکنم داد و بیداد کنم که تو رو خدا منو نخور نمیشد و نمیشنید. فرداشم اومد منو برد گذاشت تو مایکرویو که بپزه که من از خواب پریدم وگرنه نمیدونم ادامه ی اون خواب به کچا میرسید!

...

this is for the most special one, sitting across oceans, getting older and older, yet same little angelic melpomene of all the times 

http://i10.tinypic.com/4m36yxv.jpg

he built the windows high
said it would last forever
he'd stare all night at the empty sky
to keep his thoughts together
to see the angel once again
...
 
داستان، داستان دختری بود که با هر کسی میخوابید و هر شبی از آغوشی به آغوشی میخزید
داستان، داستان دختری ست که یک شب، که درست مثل هرشب دیگری بود و مثل هیچ شب دیگری نمیتوانست باشد، عاشق یکی از هزاران تن خزنده ی روی بودنش شد.
عاشقی دخترک ها، کهنه قصه ایست که هر روز هزار بار و برای هزاران نفر تکرار میشود
و هر بار و برای هر کس تازه تر و پر رنگ تر از هر اتفاق دیگری در هر کجای دنیا رخ میدهد
شاید عاشق شدن یک لحظه نبود، ولی برای هر کدام از هزاران دختر هزاران قصه ی هزاران قصه گو، یک لحظه خواهد بود که چون برق گرفتنی دخترک میفهد عاشق است.
شاید هنگام برداشتن ابرو، وقتی که میان ابروهایش را میبرد
شاید هنگام نگاه کردن به آب برکه در یک شب تاریک و سرد
شاید هنگام دراز کشیدن روی برف
شاید هنگام نگاه کردن به دود و شمردن نخ های فرش کهنه و قرمز روی نیمکت
شاید هنگام نگاه کردن پسری که بغضش را کنار ساعت آفتابی فرو میخورد
شاید هنگام خواندن یک نامه
شاید هنگام نوشتن یک قصه
شاید در تنهایی دراز شب با شنیدن صدای یک آهنگ
شاید هنگام راه رفتن زیر باران نرم میان تابستان
شاید هنگام نگاه کردن قبر ساکت و متروک میان یک گورستان
شاید هم هنگام بسته شدن در اتاق هنگامی که مرد لباسش را میپوشد و دختر را ترک میکند

نه . داستان، داستان دختر هرجایی ای که عاشق میشود نیست
دختر نامه است
داستان، داستان نامه هایی است که نوشته میشوند
نامه های هر جایی
نامه های هرز
ولی ، نامه هایی که دیگر خوانده نمیشوند
نامه هایی که هرگز فرستاده نمیشوند
اما نوشته میشند و پرند از کلماتی که که با هر کسی میخوابید و هر شبی از آغوشی به آغوشی میخزند
کلمه هایی که پر از حرف های جنده شده ی هر روز هر کسند
کلمه های تکراری که هیچ وقت هنگام نوشته شدن تکراری نیستند
قصه هایی که تکراری ترینند و ساده ترین و واقعی ترین و غریب ترین

نامه هایی که دل به سنگریزه های جعبه ی قرمزشان بسته اند
قصه، قصه ی کلمه هایی ست که هیچ گاه گفته نشدند
و همیشه منتظر باقی ماندند
و دل به تاریکی جعبه و سنگ ها سپردند
و مردند
 
...
جعبه را باز میکنم
جعبه را میبندم
جعبه را نگاه میکنم
با جعبه حرف میزنم
برای جعبه مینویسم
و سنگریزه هایم را درونش میچینم
جعبه
کهنه و کهنه تر میشود
و من پیر و پیرتر

جعبه، تاوان توست، و همه ی باقیمانده ی زندگی من.
من؟
کدام من؟
 
...
گاهی تو زندگی آدم باید تاوان بده.
تاوان یه اتفاق. یه تصمیم. یه تردید.
شاید این تاوان به وسعت همه ی زندگی کردنت طول بکشه.
میفهمی؟
 
...
آمد و رفت
آمد و ماند
آمد و رفت ولی ماند
آمد و ماند ولی رفت
ساده است
همه چیز ساده است. خیلی ساده
کلمه ها، جمله ها، قصه ها، زندگی ها
من، تو، ما
آنقدر ساده که نه من هیچگاه گفتمت، نه تو هیچ وقت فهمیدی.

تولدی نزدیک است ...
 
...
 
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش، بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
 
...
مردی به جرم خوابیدن با زنی ۱۱ سال پشت میله‌ها منتظر میماند تا هزاران سنگ سرش را بشکافند و نفسش را خاموش کنند. انتظار عجیبی‌ست، نه؟
و مردی به قضای روزگار ۱۱ سال زندگی هر روزش را با نام قاضی میگذراند و تمام خوشی دیروزش آن بود که حکم خدایش را به چنگ و دندان اجرا کرد و شب با لبخند سر به بالین میگذارد.
شبیه قصه‌ها میماند، آدمی عجیب است. از خشم من و تو هیچ بر نمی‌آید. باید قصه‌را خواند و جادوگر را منتظر ماند. همین.
...
 
...
روی کتاب
تصویر ساعت شنی‌ ست
می‌چرخم
دور خودم میچرخم
ثانیه هدر میدهم
برای نرفتن ...
...
اوج هجمه‌ی تمام احساسات ریز ریز شده‌ی سرکوب‌گرم این روزها خلاصه میشود در سکوت.
کلمه‌ها سزاوار جنگیدن نیستند. پیرمرد نگاهم کرد و گفت « فشنگ آخرت را در مشت بگیر ، محکم در دستانت فشارش بده، ولی در آبش بیانداز و برو »
 
 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 119069


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها